معنی ۱neutral · 90%
مردی که از مکان، رویداد یا شخصی دیدن میکند
مثالهای طبیعی
Das Museum hatte heute viele Besucher.
موزه امروز بازدیدکنندگان زیادی داشت.
Jeder Besucher erhält am Eingang einen Plan.
هر بازدیدکننده در ورودی یک نقشه میگیرد.
Besucher müssen das Krankenhaus um acht verlassen.
بازدیدکنندگان باید ساعت هشت بیمارستان را ترک کنند.
نکتهٔ کاربردی
مفرد و جمع از نظر شکل یکساناند: der Besucher، die Besucher.
ترکیبهای رایج
— بازدیدکنندگان زیاد

