یک وسیله، دکمه یا سازوکار را به کار انداختن یا فعال کردن
مثالهای طبیعی
Betätigen Sie im Notfall den roten Hebel neben der Tür.
در مواقع اضطراری، اهرم قرمز کنار در را به کار بیندازید.
Nach dem Einlegen des Papiers betätigte sie den Startknopf.
بعد از گذاشتن کاغذ، دکمهٔ شروع را فشار داد.
Der Techniker betätigte den Schalter erst nach der Sicherheitsprüfung.
تکنسین فقط پس از بررسی ایمنی کلید را به کار انداخت.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در دستورالعملهای رسمی و متنهای فنی رایج است و معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
