معنی ۱neutral · 82%
دعا خواندن یا در نیایش با خدا سخن گفتن.
مثالهای طبیعی
Die Familie betet vor dem Abendessen.
خانواده پیش از شام دعا میکند.
Er betet jeden Morgen in der kleinen Kapelle.
او هر صبح در نمازخانهٔ کوچک دعا میکند.
Sie betete für die kranken Nachbarn.
او برای همسایههای بیمار دعا کرد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل میتواند بیمفعول بیاید یا با zu و داتیو: دعا کردن به درگاه خدا؛ ماضی نقلی با haben است.
درس کوتاه: beten
دعا خواندن یا در نیایش با خدا سخن گفتن. این فعل میتواند بیمفعول بیاید یا با zu و داتیو: دعا کردن به درگاه خدا؛ ماضی نقلی با haben است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «beten» مطابقت دارد؟
