معنی ۱neutral · 82%
آنقدر زیاد که مقدار یا اثرش بهروشنی احساس شود.
مثالهای طبیعی
Die Reparatur verursachte beträchtliche Kosten.
تعمیر هزینهٔ قابلتوجهی به بار آورد.
Der Fluss führte nach dem Regen beträchtlich mehr Wasser.
پس از باران، آب رودخانه بهطور چشمگیری بیشتر شد.
Eine beträchtliche Zahl von Gästen kam zu Fuß.
شمار قابلتوجهی از مهمانان پیاده آمدند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب هزینه، مقدار یا تغییر را توصیف میکند؛ درجهپذیر است اما مقایسه کمتر دیده میشود.
درس کوتاه: beträchtlich
آنقدر زیاد که مقدار یا اثرش بهروشنی احساس شود. اغلب هزینه، مقدار یا تغییر را توصیف میکند؛ درجهپذیر است اما مقایسه کمتر دیده میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «beträchtlich» مطابقت دارد؟
