معنی ۱neutral · 90%
کسبوکار، مرکز، سیستم یا فعالیتی را اداره و راهاندازی کردن
مثالهای طبیعی
Die Familie betreibt seit Jahren ein kleines Hotel.
این خانواده سالهاست یک هتل کوچک اداره میکند.
Der Verein betreibt eine eigene Webseite.
انجمن وبسایت خودش را اداره میکند.
Sie betreibt regelmäßig Sport.
او بهطور منظم ورزش میکند.
نکتهٔ کاربردی
betreiben مفعول مستقیم Akkusativ میگیرد.
ترکیبهای رایج
— یک شرکت را اداره کردن

