معنی ۱neutral · 90%
وارد مکان شدن یا روی جایی قدم گذاشتن
مثالهای طبیعی
Sie betrat das Gebäude durch den Haupteingang.
او از ورودی اصلی وارد ساختمان شد.
Unbefugte dürfen diesen Bereich nicht betreten.
افراد غیرمجاز نباید وارد این بخش شوند.
Der Arzt hat den Raum gerade betreten.
پزشک همین حالا وارد اتاق شد.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی betreten مکان را مستقیم و بدون حرف اضافه میگیرد.
ترکیبهای رایج
— وارد اتاق شدن

