معنی ۱neutral · 90%
مراقبت، نظارت یا پشتیبانی از کسی
مثالهای طبیعی
Die Betreuung der Kinder endet um fünf Uhr.
مراقبت از کودکان ساعت پنج تمام میشود.
Viele ältere Menschen benötigen regelmäßige Betreuung.
بسیاری از سالمندان به مراقبت منظم نیاز دارند.
Die persönliche Betreuung war sehr hilfreich.
پشتیبانی شخصی بسیار مفید بود.
نکتهٔ کاربردی
Betreuung هم مراقبت عملی و هم پشتیبانی حرفهای را پوشش میدهد.
ترکیبهای رایج
— مراقبت از کودک

