معنی ۱neutral · 82%
مربوط به فعالیت یا فرایندهای داخلی یک شرکت.
مثالهای طبیعی
Die betrieblichen Kosten stiegen im letzten Quartal.
هزینههای عملیاتی در سهماههٔ گذشته افزایش یافت.
Für die betriebliche Ausbildung gibt es einen neuen Plan.
برای آموزش سازمانی برنامهٔ تازهای وجود دارد.
Die betrieblichen Regeln gelten für alle Schichten.
قوانین شرکت برای همهٔ شیفتها معتبر است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از اسمهایی مانند هزینه، مقررات یا آموزش میآید و معمولاً درجهبندی نمیشود.
درس کوتاه: betrieblich
مربوط به فعالیت یا فرایندهای داخلی یک شرکت. اغلب پیش از اسمهایی مانند هزینه، مقررات یا آموزش میآید و معمولاً درجهبندی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «betrieblich» مطابقت دارد؟
