معنی ۱neutral · 90%
یک گزینه، شخص یا چیز را به دیگری ترجیح دادن
مثالهای طبیعی
Ich bevorzuge den Zug gegenüber dem Auto.
من قطار را به خودرو ترجیح میدهم.
Sie bevorzugt vegetarische Gerichte.
او غذاهای گیاهی را ترجیح میدهد.
Welche Arbeitszeit würden Sie bevorzugen?
چه ساعت کاری را ترجیح میدهید؟
نکتهٔ کاربردی
گزینهٔ ترجیحدادهشده Akkusativ میآید.
ترکیبهای رایج
— چیزی را ترجیح دادن

