معنی ۱neutral · 90%
نسبت به گزینههای دیگر ترجیح دادهشده یا دارای اولویت ویژه
مثالهای طبیعی
Die Bahn ist für längere Reisen das bevorzugte Verkehrsmittel.
برای سفرهای طولانی قطار وسیلهٔ حملونقل ترجیحی است.
Bewerber mit Erfahrung im Projektmanagement werden bevorzugt berücksichtigt.
متقاضیان دارای تجربهٔ مدیریت پروژه در اولویت بررسی قرار میگیرند.
Nutzer können ihre bevorzugte Sprache in den Einstellungen wählen.
کاربران میتوانند زبان ترجیحی خود را در تنظیمات انتخاب کنند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب پیش از اسم میآید: bevorzugte Methode، bevorzugter Zugang، bevorzugte Sprache.
