معنی ۱neutral · 82%
با عمل نشان دادن که از عهدهٔ کار یا موقعیتی برمیآیید.
مثالهای طبیعی
Die neue Methode bewährte sich im ersten Versuch.
روش تازه در نخستین آزمایش کارآمدیاش را نشان داد.
Sie bewährte sich als ruhige Teamleiterin.
او تواناییاش را بهعنوان مدیر آرام تیم نشان داد.
Der Rucksack hat sich auf langen Touren bewährt.
کولهپشتی در سفرهای طولانی کاراییاش را ثابت کرده است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب بازتابی است: در کاری توانایی خود را نشان دادن؛ ماضی نقلی با haben ساخته میشود.
درس کوتاه: bewähren
با عمل نشان دادن که از عهدهٔ کار یا موقعیتی برمیآیید. اغلب بازتابی است: در کاری توانایی خود را نشان دادن؛ ماضی نقلی با haben ساخته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bewähren» مطابقت دارد؟
