وظیفه یا موقعیتی دشوار را با موفقیت مدیریت کردن.
مثالهای طبیعی
Sie bewältigte die Prüfung trotz großer Nervosität.
او با وجود اضطراب زیاد از امتحان برآمد.
Das Team bewältigt den zusätzlichen Auftrag gemeinsam.
تیم سفارش اضافه را با همکاری هم انجام میدهد.
Nach dem Umzug bewältigten sie den Alltag Schritt für Schritt.
آنها پس از اسبابکشی امور روزمره را قدمبهقدم سامان دادند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل مفعول آکوزاتیو میگیرد، اغلب کار، بحران یا امور روزمره؛ Partizip آن bewältigt است.
درس کوتاه: bewältigen
وظیفه یا موقعیتی دشوار را با موفقیت مدیریت کردن. این فعل مفعول آکوزاتیو میگیرد، اغلب کار، بحران یا امور روزمره؛ Partizip آن bewältigt است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bewältigen» مطابقت دارد؟
