معنی ۱neutral · 82%
کسی را به سلاح مجهز کردن.
مثالهای طبیعی
Die Polizei bewaffnete das Spezialteam für den Einsatz.
پلیس گروه ویژه را برای عملیات مسلح کرد.
Der Wachmann bewaffnete sich vor der Nachtschicht.
نگهبان پیش از شیفت شب مسلح شد.
Die Einheit wurde mit zusätzlichen Gewehren bewaffnet.
این واحد به تفنگهای بیشتری مسلح شد.
نکتهٔ کاربردی
پیشوند be جدا نمیشود و Partizip آن bewaffnet است؛ sich bewaffnen یعنی خود را مسلح کردن.
درس کوتاه: bewaffnen
کسی را به سلاح مجهز کردن. پیشوند be جدا نمیشود و Partizip آن bewaffnet است؛ sich bewaffnen یعنی خود را مسلح کردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bewaffnen» مطابقت دارد؟
