برخوردی محدود یا محلی که در آن طرفهای مقابل از سلاح استفاده میکنند
مثالهای طبیعی
Bei einem bewaffneten Zusammenstoß an der Grenze wurden mehrere Menschen verletzt.
در یک برخورد مسلحانه در مرز چند نفر زخمی شدند.
Beobachter meldeten trotz Waffenruhe einen bewaffneten Zusammenstoß zwischen den Gruppen.
ناظران با وجود آتشبس از برخورد مسلحانه میان گروهها خبر دادند.
Der bewaffnete Zusammenstoß blieb auf wenige Straßen der Hauptstadt beschränkt.
برخورد مسلحانه به چند خیابان پایتخت محدود ماند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف bewaffneter Konflikt، این عبارت معمولاً به یک برخورد مشخص اشاره دارد، نه وضعیت مخاصمهٔ ادامهدار.
