مدرک یا وسیلهٔ اثباتی که برای ثابت کردن یک واقعیت در رسیدگی حقوقی یا رسمی استفاده میشود
مثالهای طبیعی
Das Gericht ließ die Aufnahme als Beweismittel zu.
دادگاه فایل ضبطشده را بهعنوان مدرک پذیرفت.
Die Ermittler stellten Computer und Unterlagen als mögliche Beweismittel sicher.
بازرسان رایانهها و اسناد را بهعنوان مدارک احتمالی ضبط کردند.
Ohne weitere Beweismittel ließ sich der behauptete Schaden nicht nachweisen.
بدون مدارک بیشتر، اثبات خسارت ادعاشده ممکن نبود.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف Beweis که مفهوم «اثبات» یا «دلیل» است، Beweismittel به منبع یا وسیلهٔ مشخصِ اثبات اشاره دارد.
