زمین، ملک، واحد اقتصادی یا منابع را بهصورت منظم اداره، کشت یا بهرهبرداری کردن
مثالهای طبیعی
Die Familie bewirtschaftet seit Generationen zwanzig Hektar Ackerland.
این خانواده نسلهاست بیست هکتار زمین زراعی را کشت و بهرهبرداری میکند.
Die Genossenschaft bewirtschaftet mehrere Wohnanlagen im Stadtgebiet.
تعاونی چند مجموعهٔ مسکونی در شهر را اداره میکند.
Der Wald wird so bewirtschaftet, dass sich der Bestand langfristig erneuern kann.
جنگل طوری بهرهبرداری میشود که در بلندمدت بتواند خود را بازسازی کند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل ادارهٔ اقتصادی را با بهرهبرداری فعال ترکیب میکند؛ besitzen صرفاً مالکیت را میرساند.
