معنی ۱neutral · 89%
آگاه از یک واقعیت، وضعیت یا پیامد
مثالهای طبیعی
Er ist sich der Gefahr bewusst.
او از خطر آگاه است.
Viele Menschen leben heute umweltbewusster.
امروزه افراد زیادی آگاهانهتر نسبت به محیطزیست زندگی میکنند.
Sie war sich der Folgen bewusst.
او از پیامدها آگاه بود.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج sich einer Sache bewusst sein با Genitiv است.
ترکیبهای رایج
— از چیزی آگاه بودن

