معنی ۱neutral · 89%
برای چیزی پول دادن یا صورتحساب را پرداخت کردن
مثالهای طبیعی
Wir möchten bitte bezahlen.
لطفاً میخواهیم حساب کنیم.
Ich bezahle die Milch mit Karte.
من شیر را با کارت پرداخت میکنم.
Sie hat das Ticket schon bezahlt.
او قبلاً پول بلیت را پرداخت کرده است.
نکتهٔ کاربردی
zahlen هم برای پرداخت رایج است. bezahlen اغلب مفعول مشخصی مثل die Rechnung یا das Ticket دارد.
ترکیبهای رایج
— با کارت پرداخت کردن

