معنی ۱neutral · 92%
در درست، ممکن یا محتمل بودن چیزی شک داشتن
مثالهای طبیعی
Mehrere Experten bezweifeln die Aussagekraft der kleinen Studie.
چند کارشناس اعتبار نتیجهگیری این مطالعهٔ کوچک را زیر سؤال میبرند.
Ich bezweifle, dass wir den Termin ohne zusätzliche Hilfe schaffen.
تردید دارم بدون کمک اضافی بتوانیم به موعد برسیم.
Die Redaktion bezweifelt die Echtheit der veröffentlichten Dokumente.
تحریریه در اصالت اسناد منتشرشده تردید دارد.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف zweifeln an + Dativ، فعل bezweifeln مستقیماً چیزی را که دربارهاش تردید داریم در اکوزاتیو میگیرد.
