Bildhauerei
C2اسمتندیسی، هیکل تراشی، مجسمه ساز
JadoLearn Dictionary
Bildhauerei یعنی تندیسی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تندیسی، هیکل تراشی، مجسمه ساز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خرد گشتن، ورشکست شدن، ورشکست کردن
تندیسی، هیکل تراشی، مجسمه ساز
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.