هنر ساخت شکلهای سهبعدی با موادی مانند سنگ، چوب یا گل.
مثالهای طبیعی
Nach zwei Jahren Malerei wechselte sie zur Bildhauerei und arbeitete mit Marmor.
او پس از دو سال نقاشی به مجسمهسازی روی آورد و با مرمر کار کرد.
Die Bildhauerei der Renaissance legte großen Wert auf die Darstellung des Körpers.
مجسمهسازی دورهٔ رنسانس برای نمایش بدن انسان اهمیت زیادی قائل بود.
In der Bildhauerei fasziniert mich, wie Licht über raue Oberflächen wandert.
آنچه در مجسمهسازی مجذوبم میکند حرکت نور روی سطحهای زبر است.
نکتهٔ کاربردی
هنر مجسمهسازی را با یک مجسمهٔ مشخص اشتباه نگیرید.
