معنی ۱formal · 89%
تصویر یا بازنمایی هنری یک شخص، بهویژه پرترهٔ نقاشیشده، طراحیشده یا پیکرتراشیشده
مثالهای طبیعی
Das Bildnis zeigt die Schriftstellerin im Alter von etwa vierzig Jahren.
این پرتره نویسنده را در حدود چهلسالگی نشان میدهد.
Lange galt das Bildnis als Werk eines unbekannten Hofmalers.
مدتها این پرتره اثر یک نقاش درباری ناشناس دانسته میشد.
Das beschädigte Bildnis wurde nach jahrelanger Restaurierung wieder ausgestellt.
پرترهٔ آسیبدیده پس از سالها مرمت دوباره به نمایش گذاشته شد.
نکتهٔ کاربردی
Bildnis از Bild رسمیتر و ادبیتر است و معمولاً به تصویر یک شخص اشاره دارد، نه هر نوع تصویر.
