الزامآور، معتبر یا دارای اثر حقوقی بهگونهای که افراد مربوط موظف به رعایت آن باشند
مثالهای طبیعی
Die mündliche Zusage ist in diesem Fall noch nicht rechtlich bindend.
در این مورد، قول شفاهی هنوز از نظر حقوقی الزامآور نیست.
Der Beschluss ist für alle Mitgliedsorganisationen bindend.
این تصمیم برای همهٔ سازمانهای عضو الزامآور است.
Erst die schriftliche Bestätigung macht das Angebot bindend.
فقط تأیید کتبی پیشنهاد را الزامآور میکند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً درجهپذیر نیست: چیزی الزامآور است یا نیست؛ شدت معمولاً با توضیح دامنه یا اثر حقوقی بیان میشود.
