معنی ۱neutral · 82%
صفحههای کتاب را ورق زدن یا در آن دنبال چیزی گشتن.
مثالهای طبیعی
Sie blätterte im Kochbuch nach einem Kuchenrezept.
او برای یافتن دستور کیک در کتاب آشپزی ورق زد.
Der Student blättert schnell durch seine Notizen.
دانشجو سریع یادداشتهایش را ورق میزند.
Im Wartezimmer blätterte ich in einer Zeitschrift.
در اتاق انتظار مجلهای را ورق زدم.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با in میآید: در کتابی ورق زدن؛ فعل باقاعده است و با haben صرف میشود.
درس کوتاه: blättern
صفحههای کتاب را ورق زدن یا در آن دنبال چیزی گشتن. معمولاً با in میآید: در کتابی ورق زدن؛ فعل باقاعده است و با haben صرف میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «blättern» مطابقت دارد؟
