معنی ۱neutral · 82%
گل گیاهی که اغلب پیش از تشکیل میوه میروید.
مثالهای طبیعی
Die Kirschbäume stehen im April in voller Blüte.
درختان گیلاس در آوریل پر از شکوفهاند.
Eine Biene sammelt Nektar aus der Blüte.
زنبوری از گل شهد جمع میکند.
Nach der Blüte bilden sich kleine Früchte.
پس از شکوفه، میوههای کوچکی شکل میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است؛ Blütezeit دورهای است که گلهای زیادی شکفتهاند.
درس کوتاه: Blüte
گل گیاهی که اغلب پیش از تشکیل میوه میروید. این اسم مؤنث است؛ Blütezeit دورهای است که گلهای زیادی شکفتهاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Blüte» مطابقت دارد؟
