دستگاه ثبت پرواز که دادههای فنی یا صدای کابین را برای بررسی بعدی ذخیره میکند
مثالهای طبیعی
Die Ermittler konnten beide Blackboxen des Flugzeugs bergen.
بازرسان توانستند هر دو جعبهٔ سیاه هواپیما را بازیابی کنند.
Die Daten der Blackbox sollen den Ablauf des Absturzes rekonstruieren helfen.
دادههای جعبهٔ سیاه قرار است به بازسازی روند سقوط کمک کند.
Die Auswertung der beschädigten Blackbox dauert voraussichtlich mehrere Tage.
بررسی جعبهٔ سیاه آسیبدیده احتمالاً چند روز طول میکشد.
نکتهٔ کاربردی
در زبان فنی هوانوردی Flugschreiber دقیقتر است؛ Blackbox در گزارشهای عمومی بسیار رایج است.
