معنی ۱neutral · 82%
برآمدگی کوچک و مایعاتداری روی پوست که اغلب بر اثر ساییدگی ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
Nach der langen Wanderung hatte er eine Blase an der Ferse.
پس از پیادهروی طولانی پاشنهاش تاول زد.
Ein Pflaster schützt die Blase vor weiterer Reibung.
چسب زخم از تاول در برابر ساییدگی بیشتر محافظت میکند.
Die Blase am Finger heilte nach einigen Tagen.
تاول انگشتش پس از چند روز خوب شد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است؛ تاول پا اغلب از کفش نو یا نامناسب ایجاد میشود.
درس کوتاه: Blase
برآمدگی کوچک و مایعاتداری روی پوست که اغلب بر اثر ساییدگی ایجاد میشود. این اسم مؤنث است؛ تاول پا اغلب از کفش نو یا نامناسب ایجاد میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Blase» مطابقت دارد؟
