blindlings
C2صفتبی مخ، نابجا، عارضی
JadoLearn Dictionary
blindlings یعنی بی مخ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی مخ، نابجا، عارضی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی اندیشه، بی ملاحظه، بی تعقل
عجول شدید، مست کننده، خیرهسر
خیرهسر، بثور، سبکسر
فراموشکار، کم حافظه، بی مخ
نابینا کردن، ضریر، روشندل
بی مخ
بی مخ
بدون مقدمه، بداهه، بدون تهیه
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.