معنی ۱neutral · 82%
دستهای از برگههای کاغذ که از یک لبه به هم چسبیدهاند.
مثالهای طبیعی
Sie schrieb die Einkaufsliste auf einen kleinen Block.
او فهرست خرید را روی دفترچهٔ کوچکی نوشت.
Der Block liegt neben dem Telefon.
دفترچه کنار تلفن است.
Ein Block mit kariertem Papier hilft beim Zeichnen.
دفترچهٔ شطرنجی برای طراحی مفید است.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر و جمع آن Blöcke است؛ Notizblock یعنی دفترچهٔ یادداشت.
درس کوتاه: Block
دستهای از برگههای کاغذ که از یک لبه به هم چسبیدهاند. این اسم مذکر و جمع آن Blöcke است؛ Notizblock یعنی دفترچهٔ یادداشت.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Block» مطابقت دارد؟
