معنی ۱neutral · 82%
راه یا دسترسی را چنان بست که عبور ممکن نباشد.
مثالهای طبیعی
Ein Lieferwagen blockierte die schmale Einfahrt.
ون باربری ورودی باریک را مسدود کرد.
Die Bauarbeiten blockieren heute eine Fahrspur.
عملیات ساختمانی امروز یک خط عبور را بسته است.
Bitte blockiere den Notausgang niemals mit Kartons.
لطفاً هرگز خروج اضطراری را با جعبهها مسدود نکن.
نکتهٔ کاربردی
پیشوند وامگرفته جدا نمیشود و ماضی نقلی با haben میآید؛ مفعول آکوزاتیو است.
درس کوتاه: blockieren
راه یا دسترسی را چنان بست که عبور ممکن نباشد. پیشوند وامگرفته جدا نمیشود و ماضی نقلی با haben میآید؛ مفعول آکوزاتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «blockieren» مطابقت دارد؟
