معنی ۱neutral · 90%
فقط یا صرفاً؛ نه بیشتر از مقدار، هدف یا موضوع بیانشده
مثالهای طبیعی
Ich habe bloß fünf Euro in bar dabei.
فقط پنج یورو پول نقد همراه دارم.
Ich wollte bloß helfen und dich nicht kritisieren.
فقط میخواستم کمک کنم، نه اینکه از تو انتقاد کنم.
Für diesen Termin bleiben uns bloß zwei Möglichkeiten.
برای این وقت فقط دو گزینه برایمان باقی مانده است.
نکتهٔ کاربردی
bloß در گفتوگو رایج است و در بسیاری از جملهها میتوان آن را با nur یا lediglich جایگزین کرد.
