معنی ۱neutral · 90%
مایع قرمزی که در بدن گردش میکند و موادی مانند اکسیژن را منتقل میکند
مثالهای طبیعی
Aus dem kleinen Schnitt kam nur wenig Blut.
از بریدگی کوچک فقط کمی خون آمد.
Die Ärztin nimmt mir morgen früh Blut ab.
پزشک فردا صبح از من خون میگیرد.
Mein Bruder spendet zweimal im Jahr Blut.
برادرم سالی دو بار خون اهدا میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای مقدار خون معمولاً از واژههایی مانند etwas، wenig یا viel استفاده میشود و Blut بهصورت غیرقابلشمارش میآید.

