معنی ۱neutral · 82%
فشاری که خون بر دیوارهٔ رگها وارد میکند.
مثالهای طبیعی
Die Ärztin misst den Blutdruck vor der Untersuchung.
پزشک پیش از معاینه فشار خون را اندازه میگیرد.
Sein Blutdruck war nach dem Lauf erhöht.
فشار خونش پس از دویدن بالا بود.
Regelmäßige Bewegung kann den Blutdruck unterstützen.
تحرک منظم میتواند به حفظ فشار خون سالم کمک کند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ فشار خون را اندازه میگیرند و آن بالا یا پایین است.
درس کوتاه: Blutdruck
فشاری که خون بر دیوارهٔ رگها وارد میکند. این اسم مذکر و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ فشار خون را اندازه میگیرند و آن بالا یا پایین است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Blutdruck» مطابقت دارد؟
