واقعبین، ساده و بیتکلف و دور از خودنمایی
مثالهای طبیعی
Trotz ihres Erfolgs ist die Schauspielerin erstaunlich bodenständig geblieben.
با وجود موفقیتش، آن بازیگر بهطرز چشمگیری خاکی و بیتکلف مانده است.
Der Vorstand überzeugte mit einem bodenständigen Plan statt großer Versprechen.
هیئتمدیره بهجای وعدههای بزرگ با طرحی واقعبینانه و عملی قانعکننده بود.
Sie schätzt ein bodenständiges Leben mit Familie, Arbeit und verlässlichen Freunden.
او زندگی ساده و واقعبینانه همراه با خانواده، کار و دوستان قابل اعتماد را ارزشمند میداند.
نکتهٔ کاربردی
برای افراد معمولاً تحسینآمیز است؛ دربارهٔ غذا یا سبک نیز میتواند معنی ساده، سنتی و بیتجمل بدهد.
