معنی ۱formal · 88%
سد یا پشتیبانی نیرومند در برابر تهدید، نفوذ یا روند نامطلوب
مثالهای طبیعی
Unabhängige Gerichte gelten als Bollwerk gegen staatliche Willkür.
دادگاههای مستقل سنگری در برابر خودکامگی دولتی به شمار میروند.
Die Redaktion versteht Lokaljournalismus als Bollwerk gegen Desinformation.
تحریریه روزنامهنگاری محلی را سدی در برابر اطلاعات نادرست میداند.
Der Küstenwald bildet ein natürliches Bollwerk gegen Sturmfluten.
جنگل ساحلی سدی طبیعی در برابر موجهای طوفانی ایجاد میکند.
نکتهٔ کاربردی
ساخت Bollwerk gegen + Akkusativ در کاربرد مجازی بسیار رایج است.
