bordieren
C2فعلغاشیه، کلاه توری، غاشیه کلاه توری
JadoLearn Dictionary
bordieren یعنی غاشیه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غاشیه، کلاه توری، غاشیه کلاه توری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قشر تشکیل دادن، غاشیه، کلاه توری
غاشیه، کلاه توری، کاستن
چار چوب، پاپوش دوختن، شاسی
درلفافه پیچیدن، عبا، شنل
غاشیه، کلاه توری، نورانی کردن
غاشیه، کلاه توری، سطحه
غاشیه، کلاه توری، کناره دار کردن
غاشیه، کلاه توری
غاشیه، کلاه توری
غاشیه، کلاه توری
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.