Breite
A2اسمشعاع، پرتوه، پرتو
JadoLearn Dictionary
Breite یعنی شعاع. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شعاع، پرتوه، پرتو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شعاع، پرتوه، پرتو
شعاع، پرتوه، پرتو
تاثیر کردن، اثر گذاشتن، تاثیر
استواری، شعاع، پرتوه
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.