معنی ۱neutral · 82%
قطعهای بلند و تخت از چوب برای ساختن یا کار کردن.
مثالهای طبیعی
Der Schreiner schnitt das Brett auf die richtige Länge.
نجار تخته را به طول مناسب برید.
Leg die Tomaten auf das saubere Brett.
گوجهها را روی تختهٔ تمیز بگذار.
Ein Brett lag über dem kleinen Graben.
تختهای روی جوی باریک قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
این اسم خنثی و جمع آن Bretter است؛ تختهٔ خردکردن Schneidebrett نام دارد.
درس کوتاه: Brett
قطعهای بلند و تخت از چوب برای ساختن یا کار کردن. این اسم خنثی و جمع آن Bretter است؛ تختهٔ خردکردن Schneidebrett نام دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Brett» مطابقت دارد؟
