معنی ۱neutral · 90%
دو عدسی در یک قاب که جلوی چشمها استفاده میشوند
مثالهای طبیعی
Ohne meine Brille kann ich schlecht lesen.
بدون عینکم نمیتوانم خوب بخوانم.
Hast du meine Brille gesehen?
عینکم را دیدهای؟
Ich brauche eine neue Brille.
به یک عینک جدید نیاز دارم.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی Brille معمولاً یک اسم مفرد است: Ich trage eine Brille.
ترکیبهای رایج
— عینک زدن

