معنی ۱neutral · 89%
چیزی را به شخص یا جایی آوردن یا بردن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آوردن
Հայերեն
բերել
berel
مثالهای طبیعی
Bring mir bitte ein Glas Wasser.
لطفاً برایم یک لیوان آب بیاور.
Lina bringt ihr Buch zur Schule.
لینا کتابش را به مدرسه میبرد.
Der Fahrer hat das Paket gebracht.
