معنی ۱neutral · 90%
مربوط به بریتانیا یا پادشاهی متحده
مثالهای طبیعی
Sie interessiert sich für britische Kultur.
او به فرهنگ بریتانیایی علاقه دارد.
Das ist ein britisches Unternehmen.
این یک شرکت بریتانیایی است.
Er liest regelmäßig britische Zeitungen.
او بهطور منظم روزنامههای بریتانیایی میخواند.
نکتهٔ کاربردی
britisch صفت رابطهای است و معمولاً درجهبندی نمیشود.
ترکیبهای رایج
— فرهنگ بریتانیایی

