brummeln
B2فعلشرشر کردن، زمزمه، سخن نرم
JadoLearn Dictionary
brummeln یعنی شرشر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شرشر کردن، زمزمه، سخن نرم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شرشر کردن، زمزمه، سخن نرم
شرشر کردن، زمزمه، سخن نرم
شرشر کردن، زمزمه، سخن نرم
ویزویز کردن، نامشخص حرف زدن، سخن یکنواخت
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.