معنی ۱neutral · 82%
پسر یا مرد جوان؛ این کاربرد بیشتر منطقهای یا قدیمی است.
مثالهای طبیعی
Der Bube half seiner Großmutter beim Tragen der Taschen.
پسر به مادربزرگش برای حمل کیفها کمک کرد.
Die alten Nachbarn nannten ihn einen höflichen Buben.
همسایههای سالمند او را پسری مؤدب مینامیدند.
Der Bube begleitete seinen Vater zum Wochenmarkt.
پسر، پدرش را تا بازار هفتگی همراهی کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر با صرف ضعیف است؛ در بافتهای دیگر به سربازِ ورق هم گفته میشود.
درس کوتاه: Bube
پسر یا مرد جوان؛ این کاربرد بیشتر منطقهای یا قدیمی است. این اسم مذکر با صرف ضعیف است؛ در بافتهای دیگر به سربازِ ورق هم گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bube» مطابقت دارد؟
