معنی ۱neutral · 82%
نهاد دولتی فدرال با حوزهٔ مسئولیت مشخص.
مثالهای طبیعی
Das Bundesamt veröffentlichte neue Zahlen zur Bevölkerung.
ادارهٔ فدرال آمار تازهٔ جمعیت را منتشر کرد.
Sie reichte den Antrag beim zuständigen Bundesamt ein.
او درخواست را به ادارهٔ فدرال مسئول تحویل داد.
Ein Bundesamt prüft die Sicherheitsstandards des Produkts.
ادارهای فدرال استانداردهای ایمنی محصول را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم خنثی و جمع آن Bundesämter است؛ وظایف به نام و حوزهٔ اداره بستگی دارد.
درس کوتاه: Bundesamt
نهاد دولتی فدرال با حوزهٔ مسئولیت مشخص. این اسم خنثی و جمع آن Bundesämter است؛ وظایف به نام و حوزهٔ اداره بستگی دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bundesamt» مطابقت دارد؟
