معنی ۱neutral · 82%
رئیس کشور در آلمان یا اتریش، در صورت مذکر بودن.
مثالهای طبیعی
Der Bundespräsident empfing die Gäste im Schloss.
رئیسجمهور فدرال در کاخ از مهمانان استقبال کرد.
Die Rede des Bundespräsidenten wurde live übertragen.
سخنرانی رئیسجمهور فدرال زنده پخش شد.
Der Bundespräsident ernannte die neue Ministerin.
رئیسجمهور فدرال وزیر تازه را منصوب کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر و با صرف ضعیف است؛ شکل مؤنث آن Bundespräsidentin است.
درس کوتاه: Bundespräsident
رئیس کشور در آلمان یا اتریش، در صورت مذکر بودن. این اسم مذکر و با صرف ضعیف است؛ شکل مؤنث آن Bundespräsidentin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bundespräsident» مطابقت دارد؟
