معنی ۱neutral · 90%
مکانی که در آن میتوان قهوه، نوشیدنیهای دیگر و معمولاً خوراکیهای سبک خرید
مثالهای طبیعی
Wir treffen uns im Café neben der Schule.
ما در کافه کنار مدرسه همدیگر را میبینیم.
Gehen wir in dieses Café?
برویم به این کافه؟
Ich mag das kleine Café am Bahnhof.
من کافه کوچک کنار ایستگاه را دوست دارم.
نکتهٔ کاربردی
برای مکان از «im Café» و برای حرکت به سمت کافه از «ins Café» استفاده میشود: «Wir sitzen im Café.»، «Wir gehen ins Café.»
ترکیبهای رایج
— در کافه نشستن

