معنی ۱neutral · 82%
برنده یا ورزشکار برجسته در یک رشته.
مثالهای طبیعی
Der Champion verteidigte seinen Titel zum dritten Mal.
قهرمان برای سومین بار از عنوانش دفاع کرد.
Die junge Championin trainiert täglich vor dem Finale.
قهرمان جوان هر روز پیش از فینال تمرین میکند.
Ein früher Fehler kostete den Champion den Sieg.
اشتباه زودهنگام پیروزی را از قهرمان گرفت.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر و در ورزش رایج است؛ شکل مؤنث Championin و شکل کوتاه Champ است.
درس کوتاه: Champion
برنده یا ورزشکار برجسته در یک رشته. این اسم مذکر و در ورزش رایج است؛ شکل مؤنث Championin و شکل کوتاه Champ است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Champion» مطابقت دارد؟
