معنی ۱neutral · 82%
وضعیتی آشفته که در آن روند امور بهسختی قابلکنترل است.
مثالهای طبیعی
Nach dem Sturm herrschte Chaos auf der Straße.
پس از توفان در خیابان هرجومرج بود.
Der Umzugstag begann im Chaos, endete aber gut.
روز اسبابکشی آشفته شروع شد، اما خوب تمام شد.
Ein klarer Plan brachte Ordnung ins Chaos.
برنامهای روشن به آشفتگی نظم داد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم خنثی و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در ترکیب im Chaos میآید و معنای اسطورهای هم دارد.
درس کوتاه: Chaos
وضعیتی آشفته که در آن روند امور بهسختی قابلکنترل است. این اسم خنثی و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در ترکیب im Chaos میآید و معنای اسطورهای هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Chaos» مطابقت دارد؟
