معنی ۱neutral · 92%
تیپیک و بهطور ویژه نمایانگر کسی یا چیزی
مثالهای طبیعی
Diese Bauweise ist charakteristisch für die Region.
این شیوهٔ ساخت برای این منطقه شاخص است.
Kurze Sätze sind charakteristisch für den Stil des Autors.
جملههای کوتاه از ویژگیهای شاخص سبک نویسنده هستند.
Für diese Altersgruppe ist ein stärkerer Medienkonsum charakteristisch.
مصرف بیشتر رسانه برای این گروه سنی شاخص است.
نکتهٔ کاربردی
ساختار charakteristisch für + Akkusativ در توصیفهای تحلیلی بسیار رایج است.
