معنی ۱neutral · 82%
مربوط به مسیحیت، باورهای آن یا جامعهٔ پیروانش.
مثالهای طبیعی
Die Gemeinde organisiert ein christliches Fest im Frühling.
جماعت در بهار عیدی مسیحی برگزار میکند.
Sie arbeitet an einer christlichen Schule in der Stadt.
او در مدرسهای مسیحی در شهر کار میکند.
Das christliche Symbol hängt über dem Eingang.
نماد مسیحی بالای ورودی آویخته است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از اسمهایی مانند ایمان، عید یا جماعت میآید و در این معنا معمولاً نسبی است.
درس کوتاه: christlich
مربوط به مسیحیت، باورهای آن یا جامعهٔ پیروانش. اغلب پیش از اسمهایی مانند ایمان، عید یا جماعت میآید و در این معنا معمولاً نسبی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «christlich» مطابقت دارد؟
